تحلیل داده بورس

۲ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۹ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

تعریف پولبک در تحلیل تکنیکال

حتما اصطالح پولبک را در تحلیلهای تکنیکال و گفتار و نوشته های تحلیلگران شنیده یا دیده اید. اغلب افراد با شرایط صحیح شکل گیری پولبک در علم تکنیکال آشنا نیستند.

البته باید حق داد چرا که در غالب کتابها از معرفی صحیح این مبحث شانه خالی شده به همین دلیل تصمیم گرفتم یک مطلب جامع در این زمینه در بورس برای شما تهیه کنیم.

پولبک در یک جمله به بوسه خداحافظی معروف هست یعنی: سهم برای آماده شدن جهت صعود و یا نزول پرقدرت به خط روندی که براش ترسیم شده برخورد می کند و به روندی که در پیش گرفته برمیگردد.

به عبارت دیگر پولبک (pullback) حالتی است که قیمت برای آخرین بار به محدوده ای که قبال در آن بوده برمی گردد، و آن را لمس می کند.

برای توضیح بیشتر فرض کنید که قیمت همواره در باالی خط روند در حال نوسان بوده و پس از مدت ها خط روند را می شکند، و حرکتی خلاف جهت روند را آغاز می کند.

در این حالت برخی از سهامداران موفق به بستن پوزیشن خود نمی گردند و زیان های زیادی را متحمل می شوند.

اما بازار همواره این گونه بی رحم نبوده و در برخی موارد فرصتی دوباره به سهامداران می دهد تا موفق به بستن موقعیت معاملاتی خود شوند.

توضیح فوق را با ذکر مثالی ادامه می دهیم

در شکل زیر نمودار سهام فملی را مشاهده می کنیم که پس از مدت ها خط روند صعودی رو به پایین شکسته شده است .

دراین حالت سهم وارد روند اصلاح می شود . پس از چند روز سهم تلاش می کند، تا دوباره خود را به بالای خط روند برساند و به آن حمله می کند .

در این حالت قیمت در اکثر مواقع موفق به لمس خط روند می گردد اما در شکستن آن ناموفق است و دوباره وارد روند ریزشی می گردد که این روند ریزشی قوی تر از قبل می باشد.

به این اتفاق پولبک به خط روند صعودی می گوییم و در این مورد فرصت دوباره ای برای فروش سهام به سهامداران داده می شود.

پولبک منحصر به خطوط روند نمی باشد و در تمام خطوط حمایت، سر وشانه ها و کف های دو قلو نیز امکان اتفاق آن وجود دارد.

در مثال زیر شاهد تشکیل الگوی سر و شانه سقف در نماد خودرو و پولبک موفق به خط گردن می باشیم که فرصت مجددی به فروشندگان برای خروج از سهم داده است.

نتایج تحقیقات توماس بولکوفسکی معامله گر موفق درباره پولبک

  1. بیش از ۵۸ درصد روند ها بعد از شکست حمایت ها یا مقاومت های معتبرشان به نقاط شکست پولبک می کنند.
  2. پولبکهای معتبر به صورت معمول در زمانی کمتر از ۳۰ روز شکل گرفته و تکمیل می شوند.
  3. در بیش از ۶۶ درصد موارد، روندهایی که با حجم معامالت چشم گیری نسبت به میانگین سی روز گذشته حمایتها یا مقاومتهای خود را شکسته بودند، پولبک های قدرتمندی را تشکیل می دهند. لذا می توان ادعا کرد که روندها زمانی که حمایت ها و یا مقاومت ها را با حجم چشم گیری می شکنند علاقه زیادی به پولبک دارند.
  4. اگر روند قبل از شکست مقاومت خود سه روز متوالی قیمت پایانی کمتر از قیمت پایانی روز قبل داشته باشد احتمال شکل گیری پول بک بعد از شکست (منطقه حمایتی) به طور چشم گیری کاهش میابد. همچنین در صورتی که قبل از عبور از مقاومت ها سه روز متوالی قیمت پایانی بالاتر از قیمت روز گذشته باشد، احتمال شکل گیری پولبک کاهش میابد.
  5. برخالف تصور عموم پولبک نباید حتما بازگشت به نقطه شکست باشد، بلکه نفوذ حداکثر دو روزه در محدوده نقطه شکست قابل پذیرش هست.
  6. روندها علاقه دارند شش روز بعد از شکست مرحله اول پولبک رو به اتمام برسانند، و مرحله دوم پولبک را در طی یازده روز به پایان ببرند.

نکته مهم : شکست یک حمایت یا مقاومت و تکمیل پولبک لزوما به معنی ادامه روند قبلی نیست

برسی هزاران نمودار توسط استاد بولکوفسکی نشان می دهد ۴۷ درصد (کمتر از نیمی) از روندها بعد از تکمیل پولبک روند قبلی خود را پیگیری می کنند، در حالی که ۵۳ درصد روند ها بعد از پولبک، با قدرت روند قبلی را از دست داده یا رفتار هایی خلاف انتظار انجام می دهند.

آقای بولکوفسکی پیشنهاد می کند بعد از پولبک به نقطه شکست برای نظر دادن در مورد این که آیا روند قبل از شکست پیگیری می شود یا نه.

اجازه بدهید روند از محدوده پولبک در جهت روند قبل از شکست به طور کامل خارج بشود و بعد نظر بدهید.

اصالح قیمت چیست؟

اصلاح یعنی اینکه سهمی در حال صعود یا نزول است، ولی این سهم همیشه نزول یا صعود نمی کند بلکه وسط کار یک اصلاح انجام می دهد.

مثال سهم از قیمت 200 به قیمت 150 آمده، بعد یک موج مثبت در نمودار آن شکل میگیرد و تا 170 رشد میکند، بعد دوباره نزول کرده و افت سهم از 150 به 170 اصلاح سهم در روند نزولی نام دارد.

از طرف دیگر سهمی در حال رشد است، مثلا از 200 تومان به 300 تومان رسیده و به خاطر جو روانی بازار و مقاومت ها و اینکه معمولا هیچ موقع صعودها شارپ نخواهند بود استراحتی می کند، و مثلا تا قیمت 250 تومان پایین می آید.

به این حالت اصلاح در صعود گفته می شود. در حالت کلی اینکه سهم به صورت شارپ صعود و یا نزول نمی کند ومعمولا بصورت پلکانی بالا یا پایین می رود.

  • امیرحسین شیروانی
  • ۰
  • ۰

تحلیل بنیادی

اصولا خریداران باید بررسی های وسیعی در موقع خرید یا فروش سهام انجام دهند. اگر آنها بدون توجه به کسری عوامل، اقدام به سرمایه گذاری نمایند، نتایج مطلوبی از سرمایه گذاری عایدشان نخواهد شد.

این موضوع بیشتر در کشورهایی مطرح است که بازار اوراق بهادار (بورس) کار آیی ندارند. در کشورهایی که بورس اوراق بهادار کاراتری دارند. قیمت بازار سهام نزدیک به ارزش ذاتی (واقعی) آن اوراق است.

به هرحال در همه کشورها تجزیه و تحلیلهای ضروری برای خرید سهام وجود دارد، این تجزیه و تحلیل ها به چند بخش عمده تقسیم میشود که به شرط زیر است :

 تجزیه و تحلیل عوامل اقتصادی
 شناخت عوامل سیاسی و نظامی
 تجزیه و تحلیل صنعت
 تجزیه و تحلیل شرکت
 تعیین ارزش شرکت و ارزشیابی سهام

●تجزیه و تحلیل عوامل اقتصادی

سرمایه گذار در هنگام خرید سهام ابتدا باید وضعیت اقتصادی کشوری را که قرار است سرمایه گذاری در آن صورت پذیرد، موردبررسی قرار دهد. اگرچه هدف سرمایه گذار خرید سهام شرکت های منفرد هست، ولی مشکل است بتوان تصور نمود که شرکت های موجود در صنعت تحت تأثیر عوامل اقتصادی قرار نگیرند .

بنابراین خریدار ناگزیر است اقتصاد کشور را تجزی و تحلیل نماید. در اقتصاد ملی عوامل بیشماری از قبیل نرخ تورم، نرخ بهره در بازار، نرخ ارز، نرخ مالیات بر سود سهام، سیاست اعتباری بانکها، وجود ابزارهای حمایتی در بورس اوراق بهادار و… باید موردبررسی قرارگیرید.

سرمایه گذار باید عوامل فوق را شناسایی نموده و باید بررسی نماید که اگر هر یک از عوامل فوق یا مجموعه آنها تغییر نمایند، چه تغییری در بازار سهام و خصوصا در قیمت سهام خاص ایجاد خواهد شد.

در ادامه این عوامل تشریح می گردد:

الف) نرخ تورم:

نرخ تورم اثرات گوناگونی بر قیمت سهام شرکت ها می گذارد. نخست وقتی اقتصاد در شرایط تورمی است،سهامداران با توجه به نرخ تورم بر نرخ بازده مورد توقع خود میافزایند.

زیرا سودهای آتی شرکت با نرخ تنزیل بالاتری به ارزش فعلی تبدیل می شود و ارزش فعلی سودهای آتی کاهش مییابد.

از سوی دیگر، شرایط تورمی موجب می شود، فروش شرکت ها در سالهای آتی برابر یا متفاوت از نرخ تورم باشد. در مورد آن دسته از شرکت ها که قادرند قیمت محصولات خود را بیشتر از نرخ تورم و نرخ افزایش در هزینه های عملیاتی افزایش دهند، نرخ رشد سود بیش از نرخ تورم خواهد بود و قیمت سهام آنها در آینده افزایش خواهد یافت.

برعکس در شرکت هایی که نرخ افزایش قیمت محصولات آنها کمتر از نرخ افزایش در هزینه آنها است، نرخ رشد سود، کمتر از نرخ تورم خواهد بود. درهرصورت شرایط تورمی اثرات متفاوتی بر قیمت سهام میگذارد.

ب) نرخ بهره در بازار :

اقتصاد دانان معتقدند که با کاهش نرخ بهره، میزان سرمایه گذاری در جامعه افزایش می یابد. زیرا در صورت کاهش نرخ بهره، اجرای آن دسته از طرحهای سرمایهگذاری که نرخ بازده پایینی دارند، مقرون به صرفه به نظر خواهد آمد .

با افزایش نرخ بهره حجم سرمایه گذاری در جامعه کاهش خواهد یافت، زیرا با افزایش نرخ هزینه سرمایه، بسیاری از طرحهای صنعتی توجیه پذیری خود را از دست خواهند داد و بدین ترتیب آن طرحها اجرا نخواهند شد.

همچنین کاهش نرخ بهره موجب افزایش مصرف بخش خصوصی و افزایش آن باعث کاهش مصرف بخش خصوصی خواهد شد.

تغییر نرخ بهره همچنین اثر معکوسی بر قیمت بازار اوراق بهادار خواهد گذاشت.

به دنبال کاهش نرخ بهره قیمت سهام عادی افزایش و در صورت افزایش نرخ بهره، قیمت سهام عادی کاهش خواهد یافت.

بنابراین مشاهده میشود که پیشبینی نرخ بهره می تواند اثر مهمی بر نرخ بازده سرمایه گذاری در سهام داشته باشد .

میزان نرخ بهره در بازار به عرضه و تقاضای پول و اعتبار بستگی دارد. اگر بانک مرکزی سیاست پولی انقباضی اجرا کند و عرضه پول و اعتبار را محدود سازد، نرخ اعتبارات در بازار افزایش خواهد یافت .

افزایش نرخ بهره موجب می شود بازده مورد انتظار سهامداران افزایش یابد و موجبات کاهش قیمت سهام فراهم آید.

در ایران، اتخاذ سیاست انقباضی پول در سالهای 75و 76 ،نرخ بازار غیررسمی سرمایه را افزایش داد و سبب شد تا عده ای از سهامداران برای کسب سود بیشتر، سهام خود را به فروش رسانند و سرمایه حاصله را به بازار غیررسمی منتقل کنند.

این سهامداران با فروش سهام خود، کاهش قیمت سهام در بورس تهران را تشدید کردند .

پ) نرخ ارز:

در ایران تغییرات نرخ ارز، وضعیت ارزبری درآمدهای ارزی شرکت بر قیمت سهام تأثیر می گذارد و باعث افزایش مخاطرات سرمایه گذاری در شرکت های وابسته به ارز میگردد.

اگر نرخ ارز افزایش یابد، شرکتهای صادرکننده مواد و یا کالا کوشش بیشتری خواهند کرد تا کالا یا مواد بیشتری صادر کنند.

به عبارت دیگر انگیزه برای صادرات بیشتر می شود. در صورت افزایش نرخ ارز، درآمد شرکتها افزایش خواهد یافت.

برعکس، در صورت کاهش نرخ ارز، درآمد ناشی از صادرات برای شرکت ها کاهش خواهد یافت. در مورد شرکتهای وارداتی زمانی که نرخ ارز افزایش یابد، قیمت تمام شده کالاهای وارداتی افزایش می یابد.

افزایش قیمت تمام شده باعث افزایش قیمت فروش و کاهش تقاضا برایمحصولات شرکت میگردد، بنابراین میزان فروش شرکت ممکن است کاهش یابد.

اگر به خاطر شرایط حاد رقابتی شرکت ها نتوانند به نسبت افزایش قیمت تمام شده،قیمت محصول خود را افزایش دهند، افزایش نرخ ارز باعث کاهش حاشیه سودخالص شرکت میگردد.

از طرف دیگر افزایش نرخ ارز سرمایه در گردش موردنیاز شرکت ها را افزایش می دهد و آنها را مجبور به استقراض بیشتر و یا افزایش سرمایه می نماید .

افزایش هزینه بهره یا افزایش تعداد سهام باعث کاهش سود هر سهم و نهایت کاهش قیمت هر سهم میگردد.

ت) نرخ مالیات بر سود سهام

یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار بر قیمت سهام نرخ تصاعدی مالیات بر درآمد ناشی از سود سهام است. نرخ نهایی مالیات در ایران حدود ۷۵درصد است.

نرخ گزاف مالیات سبب می شود که سرمایه گذاران بزرگ و کسانی که درآمد مشمول مالیات آنها در سال از مبلغ معینی تجاوز می کند، از سرمایهگ ذاری در سهام خودداری کنند و سرمایه خود را در اوراق مشارکت با نرخ20 درصد ظاهر معاف از مالیات و یا پیش خرید کردن خودرو با بازدهای متجاوز از 70 درصد به کار اندازند.

نرخ 20 درصد معاف از مالیات معادل نرخ بازده حدود ۵۲ درصد مشمول مالیات است . در بیشتر کشورها برای تشویق مردم به سرمایه گذاری،معافیت ها و تخفیف های مالیاتی قائل می شوند .

ث) سیاست اعتباری بانکها :

اجرای سیاست های انقباضی و انبساطی پولی توسط بانک مرکزی و تحدید سقف تسهیلات بانکی صنایع مختلف، شرکتها را وادار میکند تا در جهت رفع تنگناهای موجود تصمیماتی را بگیرند که بر قیمتهای سهام تأثیر خواهد گذاشت.

به طور مثال تحدید سقف اعتباری و تسهیلات بانکی، شرکت ها را در تأمین وجوه موردنیاز خود با مشکل مواجه خواهد ساخت و اینگونه شرکت ها برای تأمین وجوه خود مجبور به استفاده از روشهای دیگری مانند افزایش سرمایه و یا عدم تقسیم سود میشوند که بر قیمت سهام تأثیر خواهد گذاشت. اتخاذ سیاست انقباضی
توسط بانک مرکزی و کاهش اعتبارات بانکی موجب میشود.

بسیاری از شرکتها برای تأمین سرمایه در گردش موردنیاز خود، افزایش سرمایه و یا عدم تقسیم سود می شوند که بر قیمت سهام تأثیر خواهد گذاشت. اتخاذ سیاست انقباضی توسط بانک مرکزی و کاهش اعتبارات بانکی موجب می شود.

بسیاری از شرکتها برای تأمین سرمایه در گردش موردنیاز خود، افزایش سرمایه را در دستور کار قرار دهند . این اقدام شرکت ها باعث می شود منبع مالی سرمایه سهامداران، جایگزین منابع ارزانتر مالی وام های بانکی شود و درنتیجه نرخ هزینه سرمایه شرکت ها افزایش یابد.

ج) وجود ابزارهای حمایتی در بورس اوراق بهادار :

بررسی های صورت گرفته در مورد اکثر بهابازارهای کارآمد جهان دلالت بر وجود ابزارهای کارآمدی همانند وجود شرکتهای بزرگ کارگزاری، پذیره نویسان، متخصصان، بازار سازان، شرکت های بزرگ سرمایه گذاری، صندوقهای همگانی سهام دارد که همگی در چهارچوب یکخط مشی عملیاتی که منجر به ثبات در بازار میشود، عمل میکنند.

به عنوان مثال وقتیکه قیمت سهمی به طور غیرعادی و بی مورد در حال کاهش باشد، از طریق خرید و جمع کردن آن سهام در میز معاملات اوراق بهادار از کاهش قیمت آن جلوگیری می کند و زمانی که قیمت سهام شرکتی بدون علت در حال افزایش باشد، با عرضه زیاد آن سهام در بازار سرمایه، از افزایش بیرویه قیمت جلوگیری و بدین وسیله بازار سرمایه را متعادل می نمایند.

به همین ترتیب فقدان چنین موسسات حمایت کننده می تواند بهعنوان یکی از عوامل عدم ثبات قیمتها تلقی گردد.

شناخت عوامل سیاسی و نظامی :

به تجربه ثابت شده که از ویژگی های بورس اوراق بهادار، تأثیرپذیری فوری آن از مسائل سیاسی است.

به عنوان مثال احتمال به قدرت رسیدن یک جناح سیاسی تندرو که با دیدگاههای حاکم بر شرایط اقتصادی فعلی مخالف است و یا فوت ناگهانی یکی از مقامات بلند پایه کشور و یا ملی کردن تمام یا بخشی از دارایی های خصوصی،

همگی می تواند جزو عوامل سیاسی مؤثر قرار گیرند. همچنین قطع رابطه سیاسی و اقتصادی با کشورها نیز میتواند بر قیمت سهام مؤثر باشد، به خصوص اگر آن کشور روابط اقتصادی تنگاتنگی با کشورها داشته باشد .

مسائلی مثل جنگ و صلح، روی قیمت های سهام تأثیر بسزایی دارند. چنانچه در کشوری جنگ باشد، چون مردم آن کشور بیشتر به دنبال حفاظت از جان و مال خود هستند، معمول پساندازهای خود را به صورت نقد و یا طلا یا ارزهای معتبر نگهداری می کنند وبه دنبال سرمایه گذاری نیستند،

ولی بالعکس درزمان صلح به دنبال سرمایه گذاری های مختلف و افزودن بر سرمایه های خود می باشند .

به طور اجمالی انگیزه سرمایه گذاری در مردم تا حدود زیادی به احساس آنان در مورد امنیت سرمایه و جایگاه سرمایه گذار در جامعه بستگی دارد.

اگر در جامعه تهدیدی مطرح شود به امنیت سرمایه گذار در جامعه بستگی دارد.

اگر در جامعه تهدیدی مطرح شود که امنیت سرمایه و سرمایه گذار را به خطر اندازد، مردم به جای سرمایه گذاری در سهام شرکتهای تولیدی، سرمایه خود را از کشور خارج و یا در محیطی سرمایه گذاری خواهند کرد که شناخت کامل داشته باشند.

با توجه به اینکه سرمایه گذاری در سهام یک سرمایه گذاری شفاف است، اصل سرمایه و بازده آن به آسانی از طرف دولت شناسایی می شود.

موقع که این نوع سرمایه مورد تهدید قرار میگیرد، سرمایه گذاران محتاط سعی می کنند که در سهام پذیرفته شده در بورس سرمایه گذاری نکنند و به جای آن مثل اوراق مشارکت بینام خریداری کنند.

  • امیرحسین شیروانی